احمد مجد الاسلام كرمانى
143
تاريخ انحطاط مجلس ( فارسى )
حكان كيسه ميكنند و همان خطوط را كه در شيراز روى پوست و كيسه تنباكوى حكان مينويسند تقليد نموده و عينا همان كيسههاى تقلبى را بجاى تنباكوى حكان بمردم اصفهان ميفروشند و در ازاى يكمن چهار قران يكمن بيست و چهار قران پول ميگيرند واقعا از هوش مردم اصفهان خيلى غريب است . كه همه شنيده و ميدانند كه حكان يك مزرعه بيش نيست و نهايت دو هزار كيسه تنباكو از آنجا عايد مىشود و حال آنكه اقلا پنجاه هزار كيسه در اصفهان باسم حكان معامله مىشود كه اغلب يا تنباكوى دور شهرى اصفهان است و يا تنباكوهاى مختلفه فارس كه به اين اسم باصفهان ميفرستند و در كاشان و ساير جاها هم همين قسم تقلبات معمول است ولى كمپانى ملتزم بود كه هر تنباكوئى را در مركز گيروانكه بسازد و باسم خودش بفروسد پس اگر بنده بجاى يكمن دو تومان چهار تومان با تنباكوى حكان ميدادم اقلا مطمئن بودم كه واقعا تنباكوى حكان خريده و كشيدهام پس معلوم شد ، كه اين هردو ايرادى كه بر وجود امتياز رژى در نزد مردم ايران معروف شده بود واهى و بىمأخذ است ، چنان كه همان امتياز در عثمانى باقى مانده و نه مملكت عثمانى به تصرف انگليس آمده و نه آنقدرها تفاوتى در قيمت تنباكو حاصل شده است ، بعد از تهيه اين مقدمه شروع ميكنم به آنچه در معنى اسباب اين شورش و هيجان شد ، چه ظاهر اين مطلب را همه ديدند كه ابتدا در آذربايجان مرحوم حاجى ميرزا جواد آقاى مجتهد ، بعد از آنكه نتوانست امتياز كمپانى را به هم بزند حكم بحرمت استعمال تنباكو و توتون نمود در طهران هم مرحوم حاجى ميرزا حسن آشتيانى همين حكم را فرمود و ساير علماى آن عصر هم تبعيت كردند ، سواى امام جمعه مرحوم و آقاى آقا سيد عبد إله كه گويا تقديماتى از كمپانى گرفتند و بحمايت او و دولت برخاستند ، در اصفهان هم آقايان دو دسته شدند آقايان مسجد شاهى يعنى آقاى نجفى و مرحوم ثقة الاسلام و اتباع آنها حكم